|
فرهنگی - دینی
|
||
|
مطالب فرهنگی دینی |
با سلام

بعد از انتخاب به حق مردم عزيز كشورمان و نشان دادن شعور سياسي و آگاهي اجتماعي خود به همگان شاهد حوادث خيلي نگران كننده بوديم . و شايد اين هم نوعي رسوايي جديدي بود براي مدعيان دروغگو. چقدر شعار اخلاق انتخاباتي مي دادند ، چقدر شعار ادب مرد به ز دولت اوست سر دادند . چه روباه هايي كه در لباس گوسفند رفته اند و به خاطر منافع و قدرت طلبي و جاه ومقام به هيچكس جز منافعشان فكر نمي كنند .7 كشته و 29 زخمي اين چه معنايي دارد.

وقتي در تصاوير ديدم آقاي موسوي ( حيف كلمه آقا) در بين اغتشاشگران و به اصطلاح راهپيمايان در ماشين روباز دست تكان مي دهد چهره نفاق و دورويي در مقابلم تجسم شد . به راستي اين شخص پيرو خط امام و دنباله رو راه شهدا و انقلاب است .هيهات چقدر بايد انسان بازيچه قرار بگيرد . دم از قانون و اصلاح دولت مي زد . ايكاش دروغگويي و دو رويي شاخ داشت تاهمگان ارتفاع شاخهاي اين مردك را مي ديدند . حال كه در اين رقابت انتخاباتي قافيه را باختند و ديدند مردم هوشيارند و دروغگو را از راستگو خوب تشخيص مي دهند براي جبران اين حقارت چه كارها كه نمي كنند .

وقتي خدمت مقام معظم رهبري رفت آقا فرمودند: خواسته هاي خود را از طريق قانون پيگيري نماييد. ولي كو گوش شنوا . آقاي موسوي بدان عاقبت تاريكي در آينده خواهيد داشت . بدان ديگر در قيامت عوام فريبي در كار نيست و اين را تاريخ انقلاب نشان داده است . وقتي خبر شهادت مادر و دختري كه پشت درب مهد كودك نزديك خيابان آزادي به علت اغتشاشات اراذل و اوباش را شنيدم بي اختيار در ذهنم تصوير زشت آقاي موسوي كه ملتمسانه خواهش مي كرد: مردم به من رأي بدهيد من مي خواهيم فضا حاضر را به فضاي اول انقلاب بر گردانم تجسم شد و دلم براي آن كودك معصوم بي تاب شد كه به كدامين گناه كشته شد ؟ نمی خواهم بگویم این اغتشاشات و اراذل همه حامیان آقای موسوی هستند ولی می خواهم بگویم رفتارهای ایشان این نوع اعمال را تشدید و تحريك کرد و آقای موسوی می توانست جلو خیلی از این اتفاقات را بگیرد که این کار را نکرد.مگر مي شود آقاي موسوي در اين جريانات تنها باشد. حاشا و كلا تاريخ حاميان و اطرافيانش را معرفي خواهد كرد.
ديگر توان نوشتن اين مسائل زشت را ندارم فقط در انتها جملات مهم و راهگشا حضرت امام خميني (ره) جهت پرده بر داشتن از چهره منافقان و استفاده خوانندگان يادآور مي شوم :


من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

نامه هاشمي رفسنجاني بازخوردي از ريزش آراي موسوي بود

ضمن احترام به هاشميرفسنجاني انتقادات ما نيز از سر دلسوزي است، نه از سر حب و بغض و يا منافع جناحي اين و آن. 
وي با اشاره به اينكه بارها دلسوزان انقلاب و جريانهاي دانشجويي به هاشمي تذكر دادهاند كه حساب خود را از فرزندان و اطرافياني كه شائبه مفاسد و رانتخواري گسترده بر آنها وجود دارد، جدا كند، ادامه داد: ملت ايران و نماينده ملت ايران در اين 20 سال، سياست مدارا را در پيش گرفته بود، اما هاشمي شخصاً پايان مدارا را اعلام كرد و فرزندان و اطرافيان وي با تمام وجود عليه نماينده ملت قد علم كردند و از همان موقع بايد ميدانستند كه ملت جواب اين اقدامات ناشايست را خواهد داد.
اين فعال دانشجويي با اشاره به نامه هاشميرفسنجاني به مقام معظم رهبري گفت: در باب نامه وي به رهبر فرزانه و عاليقدر انقلاب چند نكته قابل تأمل است، يكي اينكه معرفي مفسدان اقتصادي به ملت و نقد دولت سازندگي و اطرافيان هاشمي چه ربطي به تصميمات بزرگ امام خميني(ره) داشته است؟ آقاي هاشمي! چرا شما فكر ميكنيد كه خود و خانوادهتان، امام، نظام و رهبري هستيد؟ مگر امام(ره) به شما گفته بود، اشرافيگري به راه بيندازيد؟ مگر امام(ره) گفته بود كه آموزههاي نظام سرمايهداري را در كشور پياده كنيد؟ مگر امام(ره) به شما گفته بود كه تجملگرايي و رفاهطلبي را به بهانه پيشرفت و توسعه فرياد بزنيد؟

ما نيز در زمان انتخابات مجلس ششم تهمتهاي ناروايي را كه كسانيكه امروز سنگ شما را به سينه ميزنند، به شما نسبت ميدادند، شاهد بوديم، اما معتقد به نقد منصفانه هستيم نه تخريب ناجوانمردانه، ولي جنابعالي كمر به تخريب ناجوانمردانه بستيد و آنها را در آغوش گرفتيد و نقد دلسوزانه ما را نپذيرفتيد و اطرافيان شما هم با تمام توان نماينده ملت ايران را با تهمت و افترا تخريب كردند.
شك نكنيد آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان ملت انقلابي و ولايتمدار ايران تخليه ميشود، چندين سال است كه در جامعه شكل گرفته و نمونهاي كوچك از آن در 23 تير سال 78 در برابر فشفههاي عدهاي قليل فريبخورده به نمايش درآمد ولي اگر اين بار به اشارات رهبري به نمايش درآيد، نه تنها آثاري از فشفشهها به جاي نخواهد گذاشت، بلكه كل مفسدان و حامي آنها را در آتش خشم خود خواهد سوزاند.
فرزندان هاشمي اكنون در عرصه انتخابات چه ميكنند؟ ادامه داد: نقش دانشگاه آزاد و جاسبي و سرمايه ملت كه در اختيار اين دانشگاه است و اعضاي اتحاديهها در تحركات خياباني به نفع كانديداي خاص چيست؟

جنابعالي همچنين در سرتاسر اين نامه فضايي سياه و تاريک از وضعيت موجود کشور نمايانده ايد که علي رغم مخالفت با واقعيت موجود و بيانات صريح رهبر معظم انقلاب، هر انسان بيداري را به يادنامه امام جمعه مستعفي اصفهان مي اندازد که با پاسخ انقلابي مردم غيور اصفهان مواجه شد.
خدموني تر بگم :
یادمه زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 84 که فیلم های تبلیغاتی کاندیداها از تلویزیون پخش می شد هر فیلم انتخاباتی برای من نکات جالبی داشت اما جالب تر از همه البته در نوعی فیلم انتخاباتی اقای هاشمی رفسنجانی بود هنوز هم سی دی شو دارم هر از چندگاهی به بعضی از تیکه های اون نگاه می کنم .
جلسه انتخاباتی با اعضای خانواده ، قدم زدن با نوه کوچک تو حیاط پر از درخت که تا افق انتها داشت ،کاسه بزرگ پر از بادوم هندی روی میز خونه و ... ولی یه تصویر از بقیه تصاویر توی ذهنم بیشتر مونده اون هم موقعی که در فیلم تبلیغاتی دوم ، آقای هاشمی در بین یه تعدادی جوان ( بازیگر ) به عنوان نمایندگان قشرهای مختلف از طبقه جوانان قرار می گیره و به سئوال های مختلف اونها جواب می ده. نوبت می رسه به یکی از این جونها که اتفاقا چهره ی متفاوت تری نسبت به بقیه داشت . این آقا پسر بازیگر از آقای هاشمی رفسنجانی می پرسه " حاج آقا اگر شما زمان امام علی بودید امام علی شما را به عنوان کارگزار خودش انتخاب می کرد؟ " اقای هاشمی رفسنجانی هم کمی فکر می کنه و می گه بله.ما روايت هاي زيادي رو درباره ساده زيستي ائمه و به خصوص حضرت علي به عنوان حاكم سرزمين هاي اسلامي داريم نمي خوام به اونها بپردازم ولي يكي از اين توصيه ها و به همراه يكي از داستان ها هميشه تو ذهنم .
توصيه : امام علي (عليه السلام ) فرمودند : خداوند بر پیشوایان دادگر واجب نمود خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا فقیر را به هیجان و طغیان در نیاورد.
داستان هم مربوط ميشه به آخرين شب زندگي با بركت ايشون كه امام علي مهمان دختر بزرگوارشون حضرت ام الكلثوم (س) بودند . حضرت ام الكلثوم موقع شام نان و نمك و شير براي امام علي ميارن همه مي دونيم كه امام چه جوابي به ايشون دادند امام علي (ع) فرمودند تا به حال كجا ديده اي كه علي دو تا خورشت با هم بخورد. ام الكلثوم (س) آمد تا نمك را برداره و امام شير رو كه غذاي مطلوب تري است نوش جان كنند اما امام عليه السلام نمك رو گرفت و شير و پس زد و آن شب كمي نان خشك با نمك خورد.

به گزارش «فردا» فاطمه هاشمی دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی که در بخش دخترانه برنامه سیمای خانواده شرکت کرده بود ضمن بیان خاطراتی از دوران انقلاب به بیان برخی مسائل خانوادگی پرداخت.
فاطمه هاشمی در بخشی از این برنامه در پاسخ به اینکه پدر چه غذایی دوست دارد با بیان اینکه آقای هاشمی غذای کباب را دوست دارد گفت: البته ایشان هر نوع غذایی که برایشان آماده شود دوست دارند.
وی در ادامه به خاطره ای از ایشان اشاره کرد و گفت: روزی برای ایشان غذای جدید چیپس و پنیر آماده کرده بودم. ایشان آن را میل کردند اما بعد از صرف آن در پاسخ به سوال من که آیا باز هم از این نوع غذا برایشان درست کنم گفتند: نه همین یکبار بس بود!
تجمع طلاب در فیضیه قم و امضای طومار علیه هاشمی رفسنجانی
آقاي هاشمي اين آخرين اخطار است

در پی انتشار نامه سرگشاده حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی خطاب به مقام معظم رهبری، گروه کثيري از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم عصر چهارشنبه برای اعلام حمایت از رهبر معظم انقلاب و اعتراض به این نامه، در مدرسه فيضيه که پایگاه اصلی انقلاب اسلامی در نیم قرن اخیر بوده است، تجمع کردند
تجمع کنندگان همچنین با سر دادن شعارهایی مانند "روحانيت بيدار است، از مفسدان بيزار است" و "هاشمی هاشمی! این آخرین اخطار است" اقدام هاشمی در نگارش نامه به رهبری را محکوم کردند.
در ادامه این مراسم، مسئول دفتر مقام معظم رهبری در قم حجت الاسلام ملکا به ایراد سخن پرداخت. دیگر سخنرانان مراسم نیز این تجمع را اتمام حجت با افرادی دانستند که سعی در اعمال فشار به رهبری و ملتهب کردن جامعه دارند.
در پایان سخنگوي اجتماع کنندگان اعلام کرد پيرو سخنان رهبر انقلاب که ملت را به آرامش دعوت کرده، طلاب از هر گونه اقدامي که باعث سوء استفاده دشمنان در اين صحنه حساس شود، خودداري مي کنند و زمان تجمع قانوني متعاقباً اعلام خواهد شد.
متن این طومار که بیش از دو هزار روحانی آن را امضا کردند، به این شرح است:
باسمه تعالي
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
بي گمان جايگاه و مشروعيت حضرتعالي در نظام مقدس جمهوري اسلامي برخاسته از پايبندي به اصول و مباني انقلاب مي باشد. اگر در اين ميان احترام ويژه اي كسب كرده ايد و در نظام اسلامي به جايگاه و شهرتي رسيده ايد اين همه مرهون تعهدي است كه نسبت به اسلام و انقلاب از خود نشان داده ايد. شما تا آن هنگام كه در مسير انقلاب باشيد عزت داريد و اگر خداي نكرده به هر دليلي و از جمله دلبستگي فراوان به نزديكان خود چشم خود را بروي حقايق ببنديد و از رسوايي هاي نظري و عملي احزاب پيرامون خود چشم پوشي كنيد و از همه عجيب تر در ايام ملتهب انتخابات از يك سو امنيت جامعه را تهديد به شورش خياباني كنيد و از سوي ديگر چراغ سبزي به اوباش براي آتش افروزي بدهيد، مطمئن باشيد باقي مانده جايگاه و آبروي خود را نيز از دست مي دهيد.

ما علايق شخصي شما را درك مي كنيم اما به شما نصيحت مي كنيم مصلحت انقلاب را فداي علايق شخصي خود نكنيد . آقاي هاشمي شما ستون و معيار انقلاب نيستيد و بدهكاري حضرتعالي به انقلاب كمتر از ديگران نيست ما و شما منتي بر انقلاب و اسلام نداريم. ما به شما نصيحت مي كنيم فريب آتش افروزان و كوته نظران پيرامون خود را نخوريد و اعمال صالح گذشته ي خود را با وسوسه ي خناسان به باد فنا ندهيد . بدانيد اين انقلاب استوارتر از آن است كه با نامه نگاري هاي حضرتعالي آسيبي ببيند . در اين ميان شما تنها به خود آسيب مي زنيد .از خداوند متعال هدايت حضرتعالي را مسئلت داريم.
والسلام عليكم و رحمةالله.
جمعي از اساتيد و فضلاي حوزه علميه قم
نامه سر گشاده اساتید دانشگاه اصفهان خطاب به هاشمی را در اینجا بخوانید.
متن کامل نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب را در ادامه مطلب بخوانید:
با سلام

امروز تجمع حاميان آقاي احمدي نژاد در ورزشگاه تختي اصفهان با حضور آقاي عليرضا افتخاري و قويترين مرد جهان آقاي رضازاده و سخنراني آقاي حسينيان بود. بايد بگويم كه آقاي خاتمي هم در ميدان امام (ره) با حاميان اقاي موسوي ديدار داشت تا ميدان امام حسين عليه السلام با رفقا رفتيم . صحنه هايي ديدم كه به خاطر حفظ حيا وعفت مردم انها را بازگو نمي كنم همين قدر برايتان بگم كه خيلي از اين دخترها كه آمده بودند اصلا كاري به انتخابات نداشتند و بعضا اصلا هجده سالشان هم نبود و......
بگذريم منتخب شعارهاي امروز حاميان آقاي دكتر احمدي نژاد و همچنين پيامك هاي انتخابتي (2) را حضور خوانندگان محترم تقديم مي نمايم .
پرونده ها رو ميزِ
هي مي گه چيزِ چيزِ

سوسولا بريد خونه
مامانا و بابا منتظرن
موسوي كم اورده
جوجه تيغي اورده
اسفند دونه دونه
احمدي نژاد مي مونه

هركي كه ناموس داره
احمدي را دوس داره
احمدي نژاد چي كرده
دزدا را رسوا كرده
موسوي كم اورده
خاتمي را اورده
هرجا که ندای عدل و داد است
برنامه احمدی نژاد است

خاتمي حيا كن
اصفهان رو رها كن
اصفهان يك كلام
احمدي نژاد والسلام
حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
اي كه شال سبز را كردي به دستت مسخره
گردنت را مي شكست اينجا اگر عباس بود
جمعه يعني انتخاب بهترين
جمعه يعني حفظ كشور حفظ دين
جمعه يعني رد اكبر رد خاتم رد مير
جمعه بايد شاد گردد رهبري
راه آن است انتخاب احمدي

عموآمار باف ؟
بله
دروغوتا خوب بافتي ؟
بله
عمو اومده چي چي اورده؟
دروغاي سبز
با صداي چي ؟
چيزو چيزو چيز
(م)وسوي +(ك)روبي+(ر)ضايي =مكر
نصب دزدگيربر روي كشور با ارزان ترين قيمت همراه با چهار سال گارانتي . قيمت فقط يك راي . دزدگير ايران : محمود احمدي نژاد
چو بيشه تهي باشد از نره شير
شغالان در آيند آنجا دلير
ما دل نمي دهيم به اين حرف و گفتها
در گوش ما نمي رود اين حرف مفتها
دكتر بدان كه ما به تو راي مي دهيم
تا بشكند گردن گردن كلفتها

سلامتي نابود كننده هر چه علف سبز سبزرنگه صلوات
مناظره كروبي : به ملاگفتن وسط زمين كجاست ؟ گفت همونجا كه 300 ميلون را گذاشتي ؟
چيز چيز نمود و چيزي از چيز نگفت
از چيز رقيب و چيز خود چيز نگفت
چيزي كه نداشت تا بگويد چيزي
هي چيز نمود و چيزي از چيز نگفت
دمي كه گوهر حق از لب عزيز افتاد
زگفته اش به دل مير رستخيز افتاد
ببين كلام فصيحش چقدر غوغا كرد
كه موسوي زخجالت به چيز چيز افتاد
.jpg)
اي شير شكوه غرشت را ديدند
آنها كه به عزت تو مي خنديدند
ديشب همگي به پاي روشنگريت
جزچيز جواب ديگري نشنيدند
خلعت سادات سبز وخرقه الواط سبز
هردو خوش رنگند اما اين كجا و آن كجا
با سلام
امروز عصر در خيابانهاي به اصطلاح اون طرف آب بودم منظورم خيابانهاي مير و نظر حدود ساعت 5 بود كه از اين خيابانها عبور مي كردم فضا يك فضاي انتخاباتي بود و غالبا از حاميان آقاي موسوي بودند. موقع پيدا شدن با راننده تاكسي كه اهل حال بود نزديك 20 دقيقه اي در مورد انتخابات صحبت كرديم . تحليل ها جالبي مي كرد .مي گفت : اين جا بالا شهرِ هرچي پول دار و بي بند و باره طرفدار اين يارو شدند . چرا اين مردم كور و كر شدند . من عزت مي خوام . اين حركتهاي جلف عزت و مسلموني منو زير سئوال برده اصلا يه مرد بين اينها نيست و....
ساعت 8 بود داشتم از همين خيابانها بر مي گشتم كه صحنه هاي عجيب و غريبي كه به غير شرمساري و تأسف چيز ديگري نمي توان گفت. صداي آهنگهاي آنان به قدري زياد بود كه صداي بوق ماشينها شنيده نمي شد . دخترها و پسرها در كنار خودرهاي خود دستهاي همديگر را به نشانه همدلي و همفكري مي فشرند و شعار فقط موسوي سر مي دادند . موتورسوارهايي با تيپ خاص ( پيشاني بند سبز و شال كمر سبز ) به صورت داد و فرياد و نمايشي از بين ماشينها عبور مي كردند. خيلي برايم جالب بود چون تا حالا نديده بودم از يك فرد انقلابي اين طور حمايت كنند ( اشاره به صحبتهاي آقاي موسوي كه گفت : من يك فرد انقلابي هستم ) . خيلي دل تنگ شدم . آخه هدف كساني كه چند صد متري اين ماجرا آرميده اند (گلستان شهدا) اين نبود . شهر آرماني و مدينه فاضله اين نبود . نمي دانم بگويم شهدا شرمنده ايم يا اينكه شهدا شرمنده ايد ؟ آقاي موسوي ديدگاهش نسبت به اين بي بند باريها چيست ؟ لااقل مي تواند به عنوان يك فرد (انقلابي) مواضع خودش را در اين موارد اعلام كنه .با اين اعمال و رفتار فهميدم اين هم نوعي حقه بازي سياسي است . اينان با نام امام بازي مي كنند اينها با عكس امام عوامفريبي مي كنند والا كي امام روح بزرگوارشان تحمل ديدن اين جور صحنه ها را داشت . خلاصه بعد از كلي معطلي عجله هم داشتم كه به فيلم مستند (2) آقاي موسوي برسم . سوار تاكسي شدم . سه نفر نوجوان نيز عقب تاكسي نشستند. انگار راننده تاكسي معطل يك كسي بود تا بغض مونده در گلوش را براش باز كنه .
تا نشستم و سلام كردم نگاهم به پوستري افتاد كه جلوي ماشينش زده بود . يك دفعه صلواتي فرستاد و گفت من جانبازم سه سال منطقه بودم. بخدا قسم رفتم جنگيدم فقط براي امنيت ناموس اين مملكت رفتم براي احيا دين رفتم براي .... درد دلش زياد بود نوجوانايي كه عقب نشسته بودند سكوت كرده بودند و گاهي مي گفتند اينها آدمهاي خوب و با غيرتي توشون پيدا نميشه و....
به راستي امام زمان عليه السلام برا كدوم شيعه مي خواهد بيايد . فكر مي كردم كه يكي بياد به ما بگه ما كجاي اين پازل انسانيت هستيم . مسلمانيم ؟ شيعه ايم ؟ انسانيم ؟ چي هستيم ؟ كجا داريم مي ريم ؟ واقعا تا كي مي خواهيم خودمان را سرگرم جلف بازي ها و شهوتراني هاي حيواني كنيم ؟ به بهانه انتخابات ! به بهانه نيمه شعبان ! به بهانه چهارشنبه سوري ! به بهانه ......تعريفي از جوان ايراني و اسلامي نشده ، نديدند، جوانهايي با سن كم چه جهان بيني هاي بالايي داشتند و به دليل همان جهانبيني كه داشتند واقعا با انسانيت زندگي مي كردند . سرتان را درد نياورم دلتنگ شدم وبراي ديدن فيلم مستند عجله مي كردم تا اينكه رسيدم خانه . فيلم شروع شد . ايكاش آقاي موسوي دم از غيرت و ناموس نمي زد. اين نمي دونه كه اينكه كنارش ايستاده همون خانميه كه آقاي احمدي نژاد گفت. چقدر غيرت! به همه عالم و آدم داره نشنونش مي ده با اين وضع بين اين همه مرد نامحرم بعد دم از غيرت مي زنه اين هم يك نوع عوام فريبي انتخاباتي . 
عجب فيلم با اخلاقي ساخته !چقدر زيبا مي گفت ( من كاري به آقاي خاتمي و هاشمي ندارم ) آقاي خاتمي نقش اول فيلم بود.بعد هم حرفهاي تكراري جلسات فقط در حد حرف . 
سيد اين جامعه ايده آلي كه تو ذهن داري با اين آدمهايي كه اطراف شما هستند غير ممكنه بدترش مي كني كه بهتر نميشه . نقدهايي هست كه در نوشته هاي بعدي اشاره مي كنم .

با توجه به اينكه مي گويند چرا اقاي احمدي نژاد در اين چهار ساله سخن نگفت و اين سخنان براي مظلوم نمايي مي باشد آيات سوره مباركه نساء را دليل محكمي براي افشا گريهاي رييس جمهور حضورتان تقديم مي نمايم . مكتب اسلام به ما ياد داده هيچ گاه نه از ظلم پيروي كنيم و نه آن را تأييد نماييم .
× لا يحِب اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلا مَن ظلِمَوَ كانَ اللَّهُ سمِيعاً عَلِيماً(148) إِن تُبْدُوا خَيراً أَوْ تخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَن سوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا قَدِيراً(149)
ترجمه آيات
خدا دوست نميدارد كه كسي با گفتار زشت به عيب خلق صدا بلند كند مگر آنكه ظلمي به او رسيده باشد كه خدا شنوا و به اقوال و احوال بندگان دانا است ( 148) .
اگر در باره خلق به آشكار يا پنهان نيكي كنيد يا از بدي ديگران بگذريد كه خدا هميشه از بديها در ميگذرد با آنكه در انتقام بدان توانا است ( 149) .
بيان آيات
لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم ... راغب در باره ماده ج - ه - ر ميگويد : كلمه : جهر ، ( بر خلاف كلمه ظهور ) وقتي در مورد چيزي به كار ميرود كه زائد بر اندازه براي حواس بينائي يا شنوائي ما ظاهر شده باشد ، در مورد حس بينائي ميگوئيم : رأيته جهارا يعني من آن شخص و يا آن چيز را بسيار روشن و واضح ديدم ، در قرآن كريم ميخوانيم : كه بني اسرائيل به موسي بن عمران (عليهماالسلام) گفتند : لن نؤمن لك حتي نري الله جهرة و يا گفتند : ارنا الله جهرة .
راغب همچنان به معناي اين ماده ادامه ميدهد تا آنجا كه ميگويد : و اما در مورد حس شنوائي در قرآن كريم ميخوانيم : سواء منكم من اسر القول و من جهر به اين بود گفتار راغب . و كلمه سوء من القول زشت از سخن به معناي هر سخني است كه در باره هر كسي گفته شود ناراحت ميگردد ، مثل نفرين و فحش ، چه فحشي كه مشتمل بر بديها و عيبهاي طرف باشد و چه فحشي كه در آن بديهائي به دروغ به وي نسبت داده شود ، همه اينها سخناني است كه خداي تعالي جهر به آن را و يا به عبارت ديگر اظهار آن را دوست نميدارد و معلوم است كه خداي تعالي منزه است از دوستي و دشمني به آن معنائي كه در ما انسانها و در حيوانات هم جنس ما وجود دارد ، چيزي كه هست از آنجا كه امر و نهي در بين ما انسانها به حسب طبع ناشي از حب و بغض است ( چيزي را كه دوست ميداريم مامور خود را امر ميكنيم تا آن را عملي كند و چيزي را كه دشمن ميداريم طرف را از انجام آن نهي ميكنيم ) لذا بطور كنايه امر و نهي خدا را اراده و كراهت ( يا حب و بغض و يا رضا و سخط او تعبير كردهاند ) و گرنه در ساخت مقدس او اينگونه حالات كه در نفس ما پيدا ميشود وجود ندارد . پس اينكه فرمود : خدا سخن زشت به جهر گفتن را دوست نميدارد كنايه است از اينكه در شريعتي كه تشريع فرموده ، اين عمل را نكوهيده شمرده ، حال چه نكوهيده به حد حرمت و چه اينكه زشتي آن به حد حرمت نرسد و از حد كراهت و اعانه تجاوز نكند . و جمله : الا من ظلم استثناي منقطع است و معنايش با معناي كلمه لكن يكي است ، پس در حقيقت فرموده : لكن من ظلم لا باس بان يجهر بالسوء من القول فيمن ظلمه و من حيث الظلم ( خدا دوست نميدارد سخن زشت با صداي بلند گفتن را ، ليكن كسي كه مورد ظلم شخصي يا اشخاصي قرار گرفته ، ميتواند در مورد خصوص آن شخص و يا اشخاص و در خصوص ظلمي كه به وي رفته ، سخن زشت و با صداي بلند بگويد ) و همين خود قرينه است بر اينكه چنين كسي نميتواند هر چه از دهانش بيرون بيايد به او نسبت دهد و حتي آيه شريفه دلالت ندارد بر اينكه نميتواند بديهاي ديگر او را كه ربطي به ظلمش ندارد به زبان بياورد بلكه تنها ميتواند با صداي بلند ظلم كردنش را بگويد و صفات بدي از او را به زبان آورد كه ارتباط با ظلم او دارد . مفسرين هر چند كه در تفسير كلمه : سوء اختلاف كردهاند كه به چه معنا است ، بعضي گفتهاند : نفرين است .

بعضي ديگر گفتهاند : نام بردن از خصوص ظلم او است و از اين قبيل معاني ديگر ، جز اينكه همه اين معاني مشمول اطلاق آيه شريفه ميباشد ، ديگر جهت ندارد كه هر مفسري كلمه سوء را به يكي از آن معاني تفسير كند .و كان الله سميعا عليما اين جمله در مقام اين است كه نهيي كه از جمله لا يحب ... استفاده ميشود را تاييد نموده ، بفرمايد : اين كاري كه گفتيم : خداي تعالي دوستش ندارد به راستي كار خوبي نيست ، كاري نيست كه هر انساني به خود اجازه ارتكاب آن را بدهد مگر مظلوم چون خداي تعالي سخن زشت را ميشنود و عليمي است كه سخن هر صاحب سخن را ميداند . ان تبدوا خيرا او تخفوه او تعفوا عن سوء فان الله كان عفوا قديرا اين آيه بي ارتباطبه آيه قبلش نيست ، چون در اين آيه سخن از اظهار و اخفاء خير است و به اطلاقش شامل مورد آيه قبل نيز ميشود يعني اول آن شامل سخنان خوبي كه آدمي در مقام تشكر از ولي نعمتي ميگويد و آخر آن شامل عفو از بدي و ظلمي كه به وي شده ميشود و حاصل كلام اينكه يكي از مصاديق آيه مورد بحث مصداق آيه قبل است ، يعني كسي است كه وقتي به او احسان ميشود تشكر ميكند و در مقام شكرگزاري سخنان خوب ميگويد و اگر چنانچه كسي به او بدي كند يا ستم روا بدارد عفو كند و از جهر به سخنان زشت در باره او صرفنظر مينمايد . پس ابداء خير به معناي اظهار آن شد ، چه اينكه آن خير فعلي از افعال از قبيل انفاق بر مستحقين و هر عمل پسنديده ديگر باشد كه باعث اعلاء كلمه دين و تشويق مردم به سوي كارهاي خير ( نه به منظور ريا و خودنمائي ) و چه اينكه قولي از اقوال باشد ، از قبيل اظهار شكر در برابر ولي نعمت و ستودن او به ذكر جميل و خلاصه تقدير كردن از او به نحوي كه ساير اهل نعمت تشويق شوند به اينكه مانند ولي نعمت ما كارهاي نيك بكنند ، اين بود معناي ابداء خير . و اما اخفاء خير و پنهان كردن آن ( گو اينكه كلمهاي است مطلق و دامنه شمولش گسترده است ) و ليكن آنچه از اينكلمه زودتر به ذهن ميرسد اخفاء فعل خير و عمل شايسته است تا اين عمل از ريا دورتر و به خلوص نزديكتر باشد همچنانكه در جاي ديگر قرآن كريم آمده كه : ان تبدوا الصدقات فنعما هي و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء ، فهو خير لكم و يكفر عنكم من سيئاتكم .
و اما كلمه عفو در جمله : او تعفوا عن سوء به معناي پوشاندن است ، پس عفو از سوء به معناي پوشاندن عمل زشت است ، اين نيز دو جور است ، يكي به زبان و آن به اين است كه نام كسي را كه به او بدي كرده نزد مردم فاش نكند و آبروي او را نزد مردم نبردو سخنان زشت به جهر و آشكارا در باره او نگويد ، قسم دوم به عمل است و آن به اين است كه در مقام تلافي ظلم او بر نيايد و از او انتقام نگيرد ، هر چند كه شرعا جائز باشد ، همچنانكه در جاي ديگر قرآن ميخوانيم : فمن اعتدي عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليكم و اتقوا الله . و اينكه فرمود : فان الله كان عفوا قديرا ، در حقيقت سببي است كه در جاي مسبب خود آمده و تقدير كلام : ان تعفوا عن سوء فقد اتصفتم بصفة من صفات الله الكماليه و هو العفو علي قدرة ، فان الله ذو عفو علي قدرته ( اگر از بديهاي ديگران عفو و اغماض كنيد به يكي از صفات كماليه خداي تعالي متصف شدهايد و آن صفت عفو با داشتن قدرت بر تلافي است ، چون خداي تعالي چنين است با اينكه ميتواند از گنهكاران انتقام بگيرد ، عفو ميكند ) . و بنا بر اين در جمله شرطيه مورد بحث يعني جمله : ان تبدوا خيرا ... جزائي كه آمده جزاء ، بعضي از شرط است ، چون شرط سه لنگه داشت : يكي اظهار خير و دوم اخفاي آن و سوم عفو از سوء و جزائي كه آمده يعني جمله : فان الله ... جزاء است براي عفو از سوء به تنهائي و اظهار خير و اخفاي آن و يا به عبارت ديگر دادن خير به بندگان در همه احوال هر چند كه از صفات خداي تعالي است ، بدان جهت كه الله تعالي است ليكن در آيه شريفه تصريح به آن نيامده و تنها ممكن است به آن اشاره داشته باشد .

بحث روايتي
در مجمع البيان در ذيل آيه : لا يحب الله ... ميگويد : خداي تعالي دوست نميدارد كه كسي در مقام انتقام ناسزا بگويد ، مگر آنكه به راستي مظلوم واقع شده باشد كه در اين صورت جائز است از ظالم خود به نحوي كه شرع اجازه داده انتقام بگيرد ، آنگاه اضافه كرده كه اين معنا كه ما براي آيه كرديم از امام باقر (عليهالسلام) روايت شده .
و در تفسير عياشي از ابي الجارود از امام صادق (عليهالسلام) روايت آمده كه فرمود : الجهر بالسوء من القول اين است كه عيبهائي كه در دشمنت هست بر ملا كني ( نه عيبهائي كه در او نيست ) .
و در تفسير قمي آمده كه در حديثي ديگر در تفسير اين آيه آمده كه اگر كسي نزد تو آمد و در باره تو مدح و ثنائي گفت و اعمال خير و صالحي برايت برشمرد كه در تو نيست ، از او قبول مكن واو را تكذيب كن كه به تو ظلم كرده است . و عياشي در تفسيرش به سند خود از فضل بن ابي قرة از امام صادق (عليهالسلام) روايت كرده كه در تفسير آيه : لا يحب الله ... فرموده : هر كس قومي را ميهمان كند و بد پذيرائي كند ، او از كساني است كه ظلم كرده ، پس بر ميهمانان حرجي نيست كه در باره او چيزي بگويند.

مؤلف : اين روايت را صاحب مجمع البيان نيز از آن جناب نقل كرده ، ولي بدون ذكر سند ، و از طرق اهل سنت از مجاهد نيز نقل شده است .
ترجمة الميزان ج : 5 صفحات :201 الي 204
ديشب مناظره آقاي احمدي نژاد و آقاي موسوي برگزار شد البته مردم فهيم ايران خود قضاوت ميكنند و به هر كدام نمره مناسب مي دهند . اما چند نكته قابل ذكر است. هرچند بنده آماده شنيدن برنامه ها و دفاع از عملكرد رييس جمهمور بودم اما اينكه واقعا مطالبي كه آقاي موسوي سه ماه به آن دامن زده مشكلات جدي جامعه ما مي باشد؟ يادم هست پس از به دور دوم كشيده شدن انتخابات دولت نهم گفتند آقاي احمدي نژاد بين خيابانها را ديوار مي كشه ، موهاي پسرها را با ماشين كوتاه مي كنه و....اين حاشيه رفتن ها و بهانه جويي ها نشانه چيست ؟ داشتم به اولين اشكالات آقاي موسوي فكر مي كردم ، آيا واقعاً اگر خود آقاي موسوي رييس جمهور بود همه ملوانان انگليسي را اعدام مي كرد ؟ حاشا و كلا چون اينان مدافعان حقوق بشرند ، اينان از حاميان شيرين عبادي ها هستند، پس چرا اشكال مي كنند ؟ با توجه به حرفهاي آقاي احمدي نژاد برايم خيلي جالب بود كه يك فرد سياسي اينقدر تغيير موضع مي دهد به راستي خيلي از جوانان ما اين نوع افراد را نمي شناسند . جالب اين جا بود مصداق حرفهايش دولت آقاي خاتمي بود بعد به آقاي احمدي نژاد ايراد مي گرفت .يادم هست موقعي كه آقاي احمدي نژاد به دوربان 2 رفته بود و در آنجا بعضي از حاضرين جلسه را ترك كردند بي اختيار سخنراني مقام معظم رهبري در سازمان ملل برايم تداعي شد كه در مورد حمله نيروهاي آمريكايي به كشتي ما صحبت شد و خيلي از حاضرين جلسه را ترك كردند . شايد اين هم نوعي بي عزتي براي اين آقايان روشنفكر برداشت مي شود. بعد از اتمام مناظره بعضي دوستان پيام دادند كه آقاي احمدي نژاد حكومت 25 ساله را نديده گرفت و آن را تضعيف كرد . سوال من اين است . آيا سردمداران قبلي كه با مردم صداقت نداشتند و به فكر منافع خودشان بودند چه چيز مردم تقويت شد ؟ كساني كه 49 درصد تورم براي اين مردم به وجود آوردند همراه با كمي در آمد اين چه نوع قدرتي است ؟ اينكه ما نمي توانيم سانتي فيوژ به تعداد عدد 3 داشته باشيم از نوع كدام قدرت است ؟ اينكه آقاي زنگنه نمي گويد چرا پروژههای فازهای 9 و 10 پارسجنوبی در دولت قبل، قفل شد؟تضعيف كدام عزت است ؟ و...كه نمي خواهم الان به آن بپردازم اما در كل نبايد شجاعت شير بيشه انتخابات را ناديده گرفت . واقعا با جرأت و شهامت خاصي حاميان احمدي نژاد را معرفي مي كرد و اين بايد الگو باشد براي همه سياستمدارن كه شجاعت داشته باشند و مواظب اعمال و رفتارشان باشند . نكته ديگر اينكه چه كسي مي تواند اين طور افشا گري كند ؟ كسي كه به هيچ عنوان بهانه دست كسي نداده و خودش غير از خدمت و مبارزه با رانت خواران كارنامه اي ندارد. كسي كه تمام هم و غمش خدمت به قشر ضعيف و مستضعف جامعه بودهو هست
انشااله در نوشته هاي بعدي باز هم به اين مناظره مي پردازم .

اما ديشب ياد گرفتيم كه اينگونه مناظره كنيم :
1 – اينقدر حرف نداشته باشيم كه وقت زياد بياوريم.
2 – سعي كنيم به جاي به كار بردن كلمات مناسب از «چيز» استفاده كنيم .
3 – سعي كنيم قبل از اينكه بخواهيم مچ طرف مقابل را بگيريم قبلا خودمان كار خلافي نكرده باشيم .
4 – به كساني كه متن هاي مناظره مان را تهيه مي كنند تأكيد كنيم خوش خط بنويسند و ترتيب آن را رعايت كنند.
5 – سعي كنيم خلافهاي دوستانمان را بدانيم كه بي جهت از كارهاي آنان دفاع نكنيم.(معين)
6 – حداقل قبل از مناظره سري به مواضع چند سال قبل خود بزنيم تا بتوانيم علت آن را بگوييم .
7 – سعي كنيم از مايعاتي استفاده كنيم كه ديرتر لبهايمان خشك شود و اعصاب را آرام تر نشان دهد.
8 – ملتمسانه از مردم چيزي نخواهيم ( به من رأي بدهيد) كه اين نوعي گدايي مي باشد و بهتر است بگذاريم مردم فهيم خود تصميم بگيرند.
9 – به جاي اينكه برنامه و نكات كارشناسي را ارايه نماييم حرفهاي افراد چيز را تكرار كنيم تا بتوانيم عوام فريبي بيشتري داشته باشيم.
10 – از دوستان مي خواهم موارد را كامل تر نمايند.

مهمترین عناوین سخنان دکتر محمود احمدی نژاد:
در پايان متذكر مي شوم كه آقاي موسوي به حاميان خود بگوييد نام امام بزرگوار را يدك كشيدن مهم نيست اهداف امام و برنامه هاي امام مهم است به حاميان خود بگوييد شب رحلت حضرت امام (ره) زمان رقص و پايكوبي و ... نيست حرمت نگه داشتن ارزشها از قوانين لاينفك نظام است .
صبح ديگري در راه است
شبیه فیلم هندی بود
من فيلم تبليغاتي آقاي محسن رضائي را ديدم و از سادگي و محتواي عميق فيلم كه نشان از شخصيت محبوب و اصالت و هويت خانوادگي برادر رضائي داشت، لذت بردم. از همه اين عوامل و پارامترهاي مثبت كه بگذريم، استقلال فكري و شخصيتي آقاي رضائي برايم بسيار جالب بود.
اما آقای کروبی!
اولا در اين شرايط خاص مملكتي و مشكلات متعدد، آنقدر حرفهاي جالب وجود داشت كه خانم كديور سوال بي جاي تعدد زوجين را مطرح ننمايد. با اين سوال مشكلات و مسائل خاص آقاي مهاجراني ـ همسر ايشان ـ در اذهان همه زنده گرديد و قطعا زنان و مردان متعهد ايراني، در اين برهه زماني، موضوع چندش آور تعدد زوجين و مسائلي از اين قبيل را نمي پسندند. به اضافه اينكه همسر او در حال حاضر در لندن زندگي مي كند و خانم كديور با روسري قرمز و زرشكي به دنبال روزنه اي در دولت احتمالي كروبي مي گردد كه فكر نمي كنم، توفيق يابد.
موضوع گريه و ماتم آقاي كرباسچي كاملاً مجازي به نظر مي رسيد و مردم هنوز جلسات محاكمه و محكوميت وي توسط وزير اطلاعات فعلي كه همه به او ايمان دارند را از ياد نبرده اند. آقاي كرباسچي! طرح موضوع پرداخت 70 هزار تومان در ماه به هر ايراني و از كيسه نفت بخشيدن اولا توهين است به هر ايراني آگاه و درثاني 70 هزار تومان پول چيپس و پفك دانش آموز ابتدائي را هم پاسخگو نيست.
مردم ايران به خصوص فقراي آن از عزت نفس والائي برخوردارند و همين فقرا بودند كه از قول امام(ره) بر اغنيا ارجحيت داشتند. چرا اعتراف نمي كنيد كه احمدي نژاد كه من دل خوشي از او ندارم، بعد از شهيد رجائي بيشترين خدمات را در حق فقرا انجام داد.
آقاي كرباسچي عزيز به مردم قول و وعده افزايش اين مبلغ تا سقف 200 هزار تومان به شرط افزايش قيمت نفت تا مرز 150 دلار را ندهيد چون من خود در وزارت نفت شاغلم و عملكرد دولت اصلاحات و دولت فعلي را ديده ام و نمي توانم وجدان و آگاهي خود را فداي شعارهاي بي پشتوانه نمايم.
من فكر مي كنم مردم ايران اعم از غني و فقير به اين درجه از آگاهي رسيده اند كه دلسوز را از غير دلسوز تشخيص دهند و فرق بين شعار و عمل را خوب بدانند. آقاي كرباسچي شما مديري بسيار توانمند و لايق هستيد اما اگر در جايگاه خود قرار بگيريد. بسيار با جرات هستيد و عرضه و لياقت رياست جمهوري را نيز داريد، اما دامنه اطلاعاتتان را از طريق افراد متخصص و آگاه در هر زمينه بالاتر بريد چون برخي از نظراتتان مورد قبول افراد مسئول و آگاه نيست.
اما جناب ابطحي عزيز كه متاسفانه در فيلم ديشب بسيار دستپاچه عمل كرديد و زبانتان مي گرفت، چرا در مقام يك روحاني سرشار از علم و معنويت، نظر فردي و معنويت يك مسلمان به نام احمدي نژاد را به تمسخر گرفتيد؟ براي جنابعالي كه گناه و صواب خيلي بالاتر از سياست است، چگونه جايگاه رفيع خود و آقاي كروبي را پائين آوردي؟ يادت رفته كه امام مي گفت روحانيت كمتر در سياست دخالت كند؟
توجه به عواطف مردم، خوب و حتي لازم است اما در برخي موارد اينقدر اين موضع به شکل تصنعي پررنگ شده است که آدم احساس ميکند در آنها مانند فيلمهاي عاطفي هندي با مخاطب برخورد ميشود
در فيلم تبليغاتي آقاي کروبي آنگاه که آقاي کرباسچي از وجود 12 ميليون فقير در قالب پرسش از آقاي کروبي سخن ميگويد و در همان زمان براي گريه کردن تلاش ميکند را ميتوان ديد. اين برخورد آنقدر تصنعي به نمايش گذاشته شد که هر بينندهاي متوجه ميشد.
جناب آقاي مهندس موسوي

در ابتدا به شما يك تشكر بدهكاريم، تشكر از اين بابت كه ما را به سالهاي دور برديد. سالهايي كه بوي خميني و شهادت و جبهه و دفاع مقدس مي داد. بسيار خوشحاليم كه شما نيز اين قضيه را باور كرده ايد كه مردم به دنبال آن حال و هوا مي گردند و براي جلب راي آنها بايد خود را به آن روزها پيوند زد. اما جناب آقاي مهندس ، مردم ما دلبسته عكس و فيلم و تصوير امام نيستند آنها روح امام و خط امام وعملكرد خميني گونه را مي خواهند. مردم ما سخنان آن پير سفر كرده و وصيت نامه او را بارها مرور كرده اند علي الخصوص آنجا كه در پايان وصيت نامه سياسي-الهي خود تاكيد مي نمايد كه «ملاك هر شخص حال فعلي اوست» و بدينگونه راه را براي سوء استفاده آنها كه زماني را با او بوده اند مي بندد.
آري ما نيز شما را نخست وزير دوران دفاع مقدس مي دانيم و خوشحاليم كه شما سعي در زنده كردن آن حال و هوا ها داريد اما جناب مهندس اين روزها اخباري به گوش ما مي رسد. مي گويند آنها ييكه دفاع دلاورانه 8 ساله را زير سوال مي بردند و حتي مولا و مقتداي شهيدان عالم حضرت امام حسين (ع) را خشونت طلب مي ناميدند اين روزها بد جوري سنگ دفاع از شما را به سينه مي زنند. شما بگوييد اين خبر راست است؟ اگر راست است كه لطفا اين تناقض را براي ما حل كنيد و اگر دروغ است كه خط خود را از آ ن ها جدا كنيد و اين جدايي را فرياد بزنيد.
عزيز جانبازي را نشان داديد كه در يكي از مراسم هاي شما به صورت كاملا اتفاقي و خود جوش جلوي سالن آمد و گفت كه شما كفش خود را به او داده ايد و تاكيد كرد جوانان ، شما را نمي شناسند.آري او راست مي گفت جوان ها شما را نمي شناسند .حق هم دارند. آخر چگونه بايد شما را بشناسند؟ 20 سال است كه نه شما را ديده اند و نه از شما چيزي شنيده اند. واقعا اين 20 سال سكوت براي چه بود؟آيا به فرمايش خود شما از اين جهت بود كه در 20 سال گذشته هيچ مشكلي حس نمي كرديد؟
شما و اطرافيانتان جريان دوم خرداد را يك حماسه مي دانيد ومعتقديد كه دوم خرداد يك« نه» بزرگ بود كه مردم به عملكرد قبل از آن داشتند.اما جناب موسوي تا كنون به اين فكر كرده ايد كه عاملان اين عملكرد غلط قبلی چه كساني بوده اند؟ آيا غير از دولت آقاي هاشمي رفسنجاني بود؟ پس شما يا به دولت آقاي هاشمي انتقاد داريد يا ندارید. اگر انتقاد آن هم از نوع دوم خردادي داريد پس چطور الان وجود هر گونه مشكل را در اين 20 سال رد مي كنيد؟واگر به آن عملكرد انتقاد نداريد پس چگونه خود و حاميانتان دم از حماسه دوم خرداد و گفتن یک «نه» بزرگ مي زنيد؟
اين نكته را به دوستانتان هم ياد آور شويدكه فرياد كردن جريان دوم خرداد به عنوان يك حماسه با هم دست شدن با سردار سازندگي خيلي هم خواني ندارد.
جناب آقاي موسوي!
در جايي از صحبت هايتان در فيلم تبليغاتي فرموديد كه «ما بايد به فضاي ارزشي انقلاب برگرديم.» حضرت عالي در روز دوم خرداد در اصفهان بوديد .ما به نظر خودمان و ديگران كاري نداريم . آيا به نظر خود شما فضاي مسجد سيد در استقبال از شما ارزشي بود؟ آيا نوع حمايت هايي كه از جنابعالي مي شود همه بر پايه ارزشهاست؟ خدا را شكر مي كنيم كه شما در مراسم دوم خرداد تهران در ورزشگاه آزادي حضور نداشتيد .چرا كه مي توانيم عينك ته استكاني خوشبيني به چشمانمان زده و دل خود را راضي كنيم كه شما با آن رفتار ها و حرف ها موافق نبوده ايد . راستي آيا فيلم اين مراسم را ديده ايد ؟ اگر نديده ايد حتما ببينيد. واقعا شما با اين برنامه ها مي خواهيد به فضاي ارزشي انقلاب برگرديد؟
جناب آقاي موسوي تكليف خود را مشخص كنيد.اين حرف ها با آن عملكرد قابل جمع نيست.بزرگ حامي شما، رياست محترم دولت هفتم و هشتم و بسياري از سران حامي شما در اين مراسم بودند.يا خط خود را رسما از اين برنامه ها و حاميان جدا كنيد و يا ديگر دم از ارزشها نزنيد. در غير اين صورت به ذهن هر صاحب منطقي اينگونه متبادر مي شود كه اين ها صرفا شعاري است براي فريب افكار پاك مردم ارزش مدار ايران و سعي در به دست آوردن پايگاهي براي جلب راي مردم متدين و انقلابي كه به خاطر نوع حاميانتان به شدت نگران از دست دادن رايشان هستيد. مردمي كه بدون راي آن ها معلوم نيست چقدر راي بياوريد. به تمام اين فضاها اضافه مي كنم شال سبز و استفاده از نام مقدس حضرت زهرا سلام الله عليها و اهل بيت عصمت و طهارت را.
يك سوال ديگر ": نشان دادن صحنه هايي از ديدار شما با مراجع سعي در القاي چه پيامي داشت؟ انشاءالله كه مقصودتان القاي حمايت آنها از شما نبوده است كه اگر چنين باشد بايد به اطلاع برسانم كه بسياري از آن ها اين موضوع را تكذيب فرموده اند.
بخش ديگري از فيلم مي رويم. بسيار سعي كرديد كه «ارادت مردم به خودتان» را به تصوير بكشيد . آن موتورسواري كه به شما عرض ارادت مي كرد يا آن مردي كه به زحمت سر خود را به شيشه اتوبوس رساند و گفت:« آقاي مهندس، نوكرتيم».بهتر نبود اين انرژي را در راه اثبات «ارادت خودتان به مردم» خرج مي كرديد؟
جناب آقاي مهندس! 4 سالي هست كه معادلات قبلی در اين كشور به هم خورده و كار امثال شما بسيار سخت شده است. مثل اين كه اين 4 سال نه تنها در صحنه بلكه در كشور هم نبوده ايد. ديگر مراتب ارادت به مردم را نمي شود با روي صندلي نشستن و دلشوره براي بچه اي كه روي موتور نشسته اثبات كرد. و جالب آنجاست كه حتي در فضاي تبليغي هم موتور سوار بيچاره بايد با التماس از اتوبوس بالا بيايد و به محضر شما شرفياب شود يا آن مرد تنومند براي اثبات نوكري خود به شما خود را به اتوبوس آويزان كند. كاش با دقت بيشتري فضا سازي مي كرديد.
جناب آقاي موسوي!
مردم ما در اين چهارسال كسي را تجربه كرده اند كه در گفتگوي تبليغاتي اش قبل از انتخابات سال 84 زماني كه مجري برنامه از او پرسيد:« مي گويند چهره شما خيلي مناسب رئيس جمهوري نيست» در جواب او سوالي مطرح كرد و پرسيد :« آيا چهره من به درد نوكري مردم مي خورد؟!!»
مردم ما او را تجربه كرده اند كه خود را نوكر مردم مي داند و به آن افتخار مي كند نه اينكه دنبال نوكراني براي خود بگردد. بگذاريد نصيحتي به شما بكنیم، در اين زمينه خيلي تلاش نكنيد كه كار خراب اندر خراب مي شود.
جناب آقاي مهندس موسوي!
از شما خواهش كرديم كه فيلم مراسم دوم خرداد در تهران را ببينيد. باز هم تاكيد مي كنم كه سخنان كاملا منصفانه و جوانمردانه حاميانتان را در مورد رئيس دولت نهم بشنويد و بوي حفظ شرافت انساني را شما نيز استشمام كنيد .اما يكي از حاميانتان اصلا جوانمرد نيست چرا كه اصولا مرد نيست و سالهاست كه « رهبري نهضت فمينيسم غربي و ارزش زدايي از ساحت مقدس زنان متدين ايراني» را به عهده داشته و در اين راه به شدت از پشتيباني مادي و معنوي فاميلي خود نيز بهره مي برد. آري اين حامي شما رئيس دولت نهم را متهم كرد به اينكه «خود را امام زمان مي داند» در اين زمينه هيچ توضيح و تفسيري نمي دهم چرا كه آنقدر مسئله روشن است كه خودش جواب خودش را مي دهد. اما جناب آقاي مهندس! نمي دانم چرا در فيلم شما ، يكي از طرفدارانتان تابلويي به دست گرفته بود كه روي آن نوشته بود:«خدا كند كه بيايي». انشاءالله كه منظورش شما نبوده ايد. 
در انتها يك نكته ديگر را نيز عرض مي كنيم و آن اينكه: جناب آقاي مهندس موسوي، ما هميشه شما را دوست داشتيم . هر گاه اسم شما مي آمد از شما به نيكي ياد مي كرديم و به تقوي و كياست شما آفرين مي گفتيم و معتقد بوديم كه شما تا كنون آلت دست صاحبان زر و زور و تزوير قرار نگرفته ايد و دين خود را به دنياي آن ها نفروخته ايد.
جناب آقاي موسوي ما نگرانيم. هم براي شما و هم براي اعتقادمان . شما را به خدا اين اعتقاد را خراب نكنيد.
منبع : سايت روایت اصفهان
*صبح ديگري در راه است
*رأي به احمدي نژاد ، رأي به : دينداري به جاي اباحه گري ، خود كفايي به جاي وابستگي ، عزت مداري به جاي ذلت پذيري ، دولت مردمي به جاي دولت حزبي ، ولايت پذيري به جاي ولايت گريزي ، تقسيم عادلانه ثروت به جاي تقسيم ثروت بين آقا زاده ها .
*اين روزها هيچ مريضي را از دعا فراموش نكنيد مخصوصا اين بيمارهايي را كه براي شفا پارچه سبز به خودشون بستن ........!!!!
*با كفر هميشه در جهاد است بنيان كن ظلم و هر فساد است
عجل لوليك الفرج چيست ؟ حرف دل احمدي نژاد است
*او احمدي نژاد است مردانه در جهاد است
قلب تمام ملت براي او ستاد است

*طالب سبزم نه اين سبز ريا سبزهم بازيچه شد مهدي بيا
*تخريب نكرد دايم از خدمت گفت از آتيه روشن و از عزت گفت
احسنت به احمدي نژادي كه سخن از خوبي خود نگفت ، از ملت گفت
*خوشا كسي كه سخت مشفول است به فكر خدمت است و محبوب است
اگر كه احمدي نژاد ستادي نزند دل شكسته من ستاد محمود است
*ما طالب پاكي و صفاييم هنوز ايراني و حامي ولاييم هنوز
در حمله قدرت طلبان نااهل ما حامي احمدي نژاديم هنوز
*جهت سلامتي موسوي، كروبي ، رضايي و رييس جمهور آينده احمدي نژاد صلوات .
*اين جلوه عشق و اتحاد است يك عرصه ي ديگر از جهاد است
رأي همه عاشقان مهدي اين بار هم احمدي نژاد است
به نام خدا
« و اذا لقوالذين آمنوا قالو آمنا و اذا خلو الي شياطينهم قالو انا معكم انما نحن مستهزؤن»
در طول تاريخ هميشه حق و باطل در حال جنگ بوده اند ولي قرآن وعده پيروزي نهايي حق بر باطل را ميدهد آن چنان كه هيچ نشانه اي از باطل باقي نماند و اين را سرنوشت نهايي تاريخ مي داند . لذا توصيه مي كند ايمان داشته باشيد و غصه هيچ چيز را نخوريد و لاتهنوا و لاتحزنوا (سوره نور /55)ايمان داشته باشيد برتري از آن شماست از مال فراوانشان نترسيد فقط مجهز به ايمان و حقيقت باشيد.
در جامعه اي كه هم اكنون من و شما در آن زندگي مي كنيم تشخيص حق از باطل در بعضي از مواقع سخت شده ولي با كمي درايت و اهل تقوا بودن مي توان آن دو را از هم تشخيص داد . هميشه در طول تاريخ همين گونه بوده كه در مقابل هر حقي باطلي وجود داشته است . حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: « برای هر حقی باطلی نیز قرار دادهاند»(نهجالبلاغه، خطبه 194) به راستي راه حق غير از صراط مستقيم نمي تواند باشد و احزاب و گرو ههاي ديگر غير از انحراف چيز ديگري ندارند. حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:«انحراف به راست و چپ گمراهی و ضلالت (باطل) است و راه مستقیم و میانه جاده وسیع حق». (نهج البلاغه حكمت 69) آن چيزي كه حق را آشكار مي كند علم و صبر است مي بايست براي به دست آوردن حق علم و آگاهي خود را افزايش داده و دچار بيماريهاي نفس و تفسير به رأي هاي بيجا نگرديم .
گاهی انسان دچار وسوسههای شیطانی میشود و به كنجكاوی بیجا و جدل كشیده میشود و در آشكارترین امور و حتی در یقینهای اساسی، شك و تردید میكند. او در این حالت، از حق فاصله گرفته است حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:«هر كس كنجكاوی بیجا نماید، در راه حق قدم نگذاشته است. و هر كه از روی جهالت، نزاع و جدل پیشه كند، كوری او از حق پیوسته ادامه مییابد. »( نهج البلاغه حكمت 30)
اما گاهي اوقات باطل لباسي به زيبايي حق بر تن مي كند كه چشمهاي ظاهر بين انسانها باطن آن را نيز حق ميدانند ولي زهي خيال باطل .
در اين شرايط حساس انتخابات انتخاب اصلح يعني آن كه محق رياست جمهوري مردم مي باشد را انتخاب كردن ولي از حرفها و اعمال بعضي چيزهايي ديده مي شود كه عين باطل است با كمي علم و صبر واضح مي گردد . به راستي كه در صف اصحاب و ياران حق بودن بسيار سخت است يادم افتاد زمان قيام عاشوراي امام حسين عليه السلام كه مسلماناني به خاطر قرب به پروردگار و به اميد بهشت رفتن به جنگ مولا رفتند چي شد كه آن فاجعه به وجود آمد . مردم آن زمان در انتخاب حق و باطل اشتباه كردند اشتباهي كه قابل جبران نبود .
بايد عبرت گرفت و درست انتخاب كنيم همانطور كه در طول دوران زندگي حضرت علي عليه السلام معدودي از ياران خاص اشارات آن ابر مرد را فهميدند و از اهل حق گشتند بايد در زمان حال نيز اشارات رهبر بزرگ انقلاب را خوب درك كنيم اين يعني بصيرت در دين . اهل حق كساني هستند كه انسانها را بيدار مي نمايند و غير از حقيقت چيزي نمي گويند . به راستي كدام يك از كانديداهاي دوره دهم به حق نزديكترند ؟!!!!!!!!!!
جهت مطالعه بيشتر در مورد حق و باطل به مقاله سايت راسخون مراجعه نمائيد.
|
|